
8118
یاسین ترکیهر بار میبینمت انگار که همون باره اوله از سرم بیرون نمیره چشمات نمیره از سرش
میگذره زود پیش همیم انگار زمان داره عجله سوال من تویی باشه با تو حل راه مسئله
دستاتو میگیرم از تو چشمات میبینم میگم که دروغه تو داد میزنی و میگی نه
عصبی بد میشم کی میخوادت از من بیشتر خطا رو دستامون میشه هشتاد و یک هجده
من حساسم سر تو همه میدونن برا تو یه آدم دیگم انقد خوبی که نمیبینم بدتو







