
متن و توضیحات آهنگ بی قرار از آرمان گرشاسبی
یک روز مى آیى که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولى چشم انتظارت نیستم
شب زنده داری میکنى تا صبح زاری میکنى
تو بى قراری میکنى من بى قرارت نیستم
پاییز تو سر میرسد قدری زمستانى و بد
گل میدهى نو میشوی من در بهارت نیستم
من در بهارت نیستم نیستم
شب زنده داری میکنى تا صبح زاری میکنى
تو بى قراری میکنى من بى قرارت نیستم
اصلاً منى در کار نیست امنم حصارت نیستم
من بى قرارت نیستم من بى قرارت نیستم
من بى قرارت نیستم من بى قرارت نیستم









