نابرابر

نابرابر

فرشید هاشمپور

تاریخ ثبت‌شده: ۵ مرداد ۱۴۰۵

دسته‌بندی:
pop

ورس ۱ من باختم از این جنگ نابرابر سوختم از این اتش خاکستر چه میسوختم چه ناله میکردم نبرد ما خیلى نابرابر بود مثل گرفتن حق از برادر بود وقتى رویاها میسوختن جلوی چشمام چه غمگین و تاریک میشد دنیام وقتى دنیا حجوم میاورد بهم وقتى حرف مردم هى میکرد لهم وقتى دردو هى میریختم تو خودم اون موقع بود قصه تازه شروع میشد یه درایى بود که روی من باز میشد آغاز جنگى نرم بود درون من آواز تلخى داد میزد از گلوی من قافیه ها گم بودن درون هم معانى فریاد میزدن بدون هم هر واژه ای که مینوشتم یه تیکه از وجود من بود بهای این بینش همین رنج و ماتم بود خنده های بیخود یه نقاب بود رو صورتم ازاین جنگ نابرابر گم بود بصیرتم! اما زنده موندم از این جنگ نرم یه ریتم دوباره گرفت قلب من هرچند درون من شبیه پیشتر نشد علاقم به زندگى واقعى و بیشتر نشد یه زمستون سرد درون من یخ زد پیچک تنهایى ریشه درون من کرد آوار زندگى به سر من خراب شد یه لبخند ساده از سر من زیاد شد تلف شدم از این سوز سرما جا گرفت درون من آواز غم ها لشکر این سرزمین خیلى ظالم بود افسوس که ستم بهم قالب بود دیگه ندارم از فردا هیچ ترسى مبارزه از یادمون نمیره تو هرجنگی.. ورس ۲ من از این شهر مسموم سیر شدم من از این غم انبوه پیر شدم از این نابرابری ها مغز من پرشد از این رویای محال دل من گم شد اما هنوزم توی این راهم من دوراز سایه ها روی پامم من دلگیر و خستم از آواز پایانى مو سپید کردم از تکاپوی آزادی گذشته ی من قصه ی خیلى تلخه افسوس که هرثانیش دردو رنجه از این نابرابری و پوچى بیذارم من همه در خواب غفلت و بیدارم من آجر این خرابه رو دوباره میچینم آغاز جنگى دوباره رو برابر میبینم ...

آهنگ‌های مشابه

آهنگ های دیگر