
شروع این قصه از خنده های تو بود کاشکى یکى حریف اون چشای تو بود اصلا قشنگى بارون به قدمای تو بود تو همه ی خاطره هام رد پای تو موند خواستى یه خاطره باشى نمیخواستى کنار من باشى بى تو دنیا قفس میشه واسه اونى که تو همه دنیاشى بارونو بردار بیا پیشم که من باز عاشقت میشم ته راهو تو میدونى نذار این راهو راهى شم بارونو بردار بیا خونه مگه جز تو کى میدونه من از تنهایى میترسم بیا حالم پریشونه هر موقع که میزنه بارون دل من تنگه جای دوتامون اما تو نیستى و دیگه نیستن آرزوهامون کاشکى ببینمت دوباره کاش بگى این عشق ادامه داره من همونم که بعد تو دنیاش معنى نداره






