
یه سری چیزا لفظش آسونه تا میای جمع کنى خودتو وقت داروته
میشه مغزت داغون هى بس که راه دوره میگى شب به جا خونه
کجا امن و آرومه منو نمیفهمه هیشکى بعد تو تند میزنه قلبم
حتى دیگه سر صبح قول داده بودم با خودم جدید تا کنم ولى
صبح امروز با حال پاشدم دیگه حال هیچى نیست توم نه حال
خونه نه حال بیرون بى تو خسته ام بد چشمام خمارو مغزم رد
دیگه از اول برگرد کنار قلبم پس در رفته روزام از دستم به تو پروازو دادم
یاد تو پرت منم به باد داد واسه عشق تو شدم موج رفتنت بندو به آب داد
تو یه طوفانى و دریا پیش چشمای تو قطره است منو باش که فکر میکردم
فاصله ام با تو یه ذره است دیگه حال هیچى ندارم روزا دلتنگ شب بیقرارم
تو خودت منو کردی بد عادت رفتى الانم نیستى خرابم رفتنت لفظش
آسونه این آدم مونده با قلب داغونش دست چشام تو دست بارونه چند
وقته دلم غرقه و خونه دیگه حال هیچى نیست توم نه حال خونه نه حال
بیرون بى تو خسته ام بد چشمام خمارو مغزم رد دیگه از اول برگرد کنار
قلبم پس در رفته روزام از دستم









