
شب که میشه غم منو داغون میکنه ناله میشه دلمو چراغون میکنه
ستاره پرده زرد نشون میشن پنجره ها پر از گلاب میشن
میگن درخت غمگینى تو بیشه گل میکنه فصل بهار همیشه پرستوها نوک میزنن
به شیشه میگن با یه گل که بهار نمیشه یه وقتى بود که دل میخواست
بهار میشد شبهای طهرون پر عطر یار میشد ماه پیشونى رو پشت بوم پرسه میزد
خورشید خانم حرفای سر بسته میزد اما حالا دنیا پر از دشمنیه
اون که دیگه نیست یه قلب دوست داشتنیه
پنج دریا مثل ستاره کم شدن سرمه پر از غبار غم شدن














