
رفتى و بعد رفتن تو دیگه بارون نمى باره من هنوز منتظرت هستم رد مشتام روی دیواره چشم به راه صداتم من صدای خش خش تو کوچه قاب عکست خالیه اینجا همش بغض میکنه خونه دیگه بارون نمى باره چه روزایى رو باهم ساختیم یادته تو باغچه خونه رز قرمز کنار هم کاشتیم دیگه بارون نمى باره خشک شده گلای تو باغچه نمیرم سراغ اون پولیوری که تو با دستای خودت بافتى دنیا بدون صدات مثل یه سکوت بى وزنه قهوه ی بعد بیداری بدون تو نمیچسبه حتى خونه قهره با من کلیدم گیر میکنه تو در گم میشم تو کوچه های شهر هر راهى میرم میره به بن بست














