
یاد تو میوفتم هر بار ساحل و دریا میبینم منى که بى تو هنوزم همه جا تنها میشینم حرفای ناگفتمو دست قاصدک سپردم گلى که دوست داشتیو واسه عکس تو آوردم تنهایى آرزوهامو دونه دونه از پا درآورد رفتنت هدیه به قلبم میده هر شب این غمارو نیستى و این نبودنت تیشه به ریشه ام میزنه دلتنگى این لحظه هام از همیشه ام بیشتره حسرت دوباره دیدنت میگیره جونمو دفنه تو خاک دلم دوباره با تو بودنو حیف اون روزایى خوبى که شدن باد هوا دست تقدیر دستمو به دست غم داده الان توی آینه انگاری من صد و بیست ساله شدم چه آرزوهایى داشتم واسه تو واسه خودم














