
فکر می کردم تو رو دیدن
یه تولد یه طلوعه تو غروب آشنایی
ندونستم که رسیدن یه
بهونست یه بهونه واسه لحظه جدایی
بی تو غریب غربتم آماده شکستنم
با من بمون بمون بمون با من که عاشقت منم
ندونستم نرسیده تو شروع قصه می ری
آرزوی زندگی رو می ری و ازم می گیری







