
اولاش همه چی فرق داشت… واسه من همیشه وقت داشت…
اولاش منو که میدید… دلش میریخت ، چشاش برق داشت…
اولاش یه جور دیگه بود ؛ شبیهشم چشام ندیده بود….
اولاش یه قلب رنگی داشت : آخریا حتی رنگ صورتش پریده بود…
یهوو همه چی بد شد ، قلبش عین سنگ شد
سرده سرده سرد شد ، مثل کوه یخ شد ،
رفت ازم رد شد…. باهام بد شد…







