
تریاق
محسن چاوشیای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی…
دیوانه ام نندیشد آن کندر دل اندیشدهام…
امروز عقل من ز من یکباره ای بیزار شد…
خواهد که ترساند مِرا پنداشت مِن نادیده ام…
در دیدهی من درآ و از چشم من بنگر مِرا…
زیرا بُرون از دیده ها منزل گَهی بگزیدهام…







