
دلبر
محسن چاوشیبستد دل و دین از من ، از من دل و دین بستد
کافر نکند چندین ، چندین نکند کافر ، 2 رخ چو قمر دارد…
دارد چو قمر 2 رخ عنبر… ، ز قمر رسته ، رسته ز قمر عنبر
چشمش ببرد دل ها ، دل ها ببرد چشمش
باور نکند خلق آن خلق آن نکند باور
حیران شده و عاجز ؛ عاجز شده و حیران
بتگر ز رخش چون بت ، چون بت ز رخش بتگر
دلبر صنمی شیرین ، شیرین صنمی دلبر ….
آذر به دلم بر زد ، بر زد به دلم آذر
عاشق شده ام بر وی ، بر وی شده ام عاشق
یکسر دل من او برد ، برد او دل من یکسر
دلبر صنمی شیرین ، شیرین صنمی دلبر
آذر به دلم بر زد ، بر زد به دلم آذر
عاشق شده ام بر وی ، بر وی شده ام عاشق
یکسر دل من او برد ، برد او دل من یکسر
نالم ز رُخَش دائم ، دائم ز رخش نالم
داور ندهد دادم ، دادم ندهد داور؟!
مست صنم و چندین ، چندین صنما مسته!!؟
می خور به طرب با من ، با من به طرب می خور
منت به سرم بر نه ، بر نه به سرم منت
ساغر به کفم بر نه ، بر نه به کفم ساغر
رفته به سفر یارم ، یارم به سفر رفته
ای در چه کنم تنها ، تنها چه کنم ای در
دلبر صنمی شیرین ، شیرین صنمی دلبر
آذر به دلم بر زد ، بر زد به دلم آذر
عاشق شده ام بر وی ، بر وی شده ام عاشق
یکسر دل من او برد ، برد او دل من یکسر
دلبر صنمی شیرین ، شیرین صنمی دلبر
آذر به دلم بر زد ، بر زد به دلم آذر
عاشق شده ام بر وی ، بر وی شده ام عاشق
یکسر دل من او برد ، برد او دل من یکسر







