
رخت عزامو پیرهن سیامو
محسن چاوشیرخت عزامو پیرهن سیامو از
باغچه بیرون میکشم دلتنگیامو
از غربت تو با من بخونه حرفی
به سینه میزنه زنگ صدامو
دل بود خون شد جونم فدای
مشکی که مثل لاله های واژگون شد
عیبی نداره بذار بگن که آوازه
خون بود و واسه تو روضه خون شد
داغ جوونو داغ خزونو گریه
کنم کوچه به کوچه آسمونو
بازم قراره هر شب دوباره
پیدا کنم با پرچم تو خونمونو







