
شب زیر و رو شُد رفتی ندیدی غم آبِرو شُد رفتی ندیدی
تنهای تنها در اوج دردم تنهای تنها با شب چه کَردم رفتی ندیدی
رَفتی نَدیدی رَفتی نَدیدی رَفتی نَدیدی
ای آشنای فال من آی مانده در خیال من تو رفته ای و بی تو من چه کُنم
غم از دِلم نمیرود از گریه کَم نِمیشود تو رفته ای و بی تو من چه کنم







