ویزیو
طپش

طپش

ابی

بین این همه غریبه توبه آشنا می مونی حرف های تلخی که دارم من نگفته تو می دونی
من پُر از حرف های تازه عاشقِ گفتن و گفتن تو با درد من غریبه امّا تشنه ی شنفتن
صدای تُرد شکستن مثلِ گریه با صدامه تلخی هق ، هق گریه طعم تلخ خنده هامه
گرمی دست نوازشگر تو مرهم زخم های کهنه ی منه
تپش چشمه ی خون تو رگ من تشنه ی همیشه با تو بودنه
مَل مَل ابری دست هات پُر رحمت مثلِ بارون ساکت نجیب چشم هات پُر غربت بیابون
واسه این تن برهنه ناز دست تو لباسه حس گرم با تو بودن مثلِ رویا ناشناسه
مثلِ حس کردن و دیدن عاشق منظره هایی دشمن ساده و پاک پرده ی پنجره هایی
گرمی دست نوازشگر تو مرهم زخم های کهنه ی منه
تپش چشمه ی خون تو رگ من تشنه ی همیشه با تو بودنه
گرمی دست نوازشگر تو مرهم زخم های کهنه ی منه
تپش چشمه ی خون تو رگ من تشنه ی همیشه با تو بودنه

آهنگ های دیگر از همین خواننده