
مرموز
امیر عظیمیمنو برنگردون به حاله خودم
به قدری خرابم که پاسوز شدم
به هر کی رسیدم پرسید ازم
واسه عشقه کی تلخو مرموز شدم
منو برنگردون به حاله خودم
واسه گفتن از عشق نفس مونده بود
براش سخت نگیرو تلافی نکن
کسی که همه عمرو بازنده بود
عجب طاقتی دارند این لحظه
ها تو هر ثانیه از تو دل میکنن
امیدم به این بود که آخر منو
به جایی که خواستم با تو میبرن
عجب طاقتی دارن این لحظه ها
تو هر ثانیه از تو دل میکنن




