
همسایه
محسن چاوشیاين گوشه از شهر امنه ، من سعي کردم نميرم….
اينقدر نميرم که آخر ، اين گوشه پهلو بگيرم
تو سالها سرنشين اين گوشه از شهر بودی
اما با من که هميشه همسايتم قهر بودی
آرامش قبل طوفان ابروی اون روي ماهه….
اَخمت به من گفت هر شب ، طوفان سختی تو راهه
چند روز ، چند سال ؟ چند قرن ؟ از رد پامون گذشته
قلبم به عمره ی تاريخ ، از اين خيابون گذشته
قلبم مثه گوش ماهی با موج موهات رفيقه
عشق من اين تنگ کوچيک کوچيکه اما عميقه
دريا واسه کشتيای بي سر نشين جا نداره







