
دیدمت از دور خسته بود پاهات تا نگات کردم
وای از اون چشمات گفتی از دست این آدما خسته ام
زخماتو شستم بالتو بستم
حالا می بینم توی دیوونه
فکر پروازی دور از این خونه
نرو زندونیت کنن باز
گم نشو توو فکر پرواز

دیدمت از دور خسته بود پاهات تا نگات کردم
وای از اون چشمات گفتی از دست این آدما خسته ام
زخماتو شستم بالتو بستم
حالا می بینم توی دیوونه
فکر پروازی دور از این خونه
نرو زندونیت کنن باز
گم نشو توو فکر پرواز