
این همه جلوه و در پرده نهانی گل من
این همه پرده و از جلوه عیانی گل من
حال تجلی که به عشق است و جلال است و جمال
وان ندانی که خود کیست تو آنی گل من
از سلای ازلی تا به سکوت ابدی
یک دهن وصف هر دل به زبانی گل من
اشک من نامه نویس است و به جز قاصد راه
نیست در کوی توام نامه رسانی گل من
گاه به مهر عرروسان بهاری مه من
گاه با قهر عبوسان خزانی گل من







