
از خانه ات بیرون بیا تا حس خوب زندگى برگرد تا کاشانه ات با حس خوب زندگى با هر تپش با هر نفس با هر قدم با هر نگاه عاشق شدن را لمس کن بى ذره ای حس گناه خالى شدم از ذهن خود از بار سنگین تنم حس عجیبى میکنم هم مثل پر هم آهنم آزادم از اندیشه ام انگار بى اندیشه م حس میکنم در خاک هم با آسمان هم ریشه م از خانه ات بیرون بیا تا حس خوب زندگى برگرد تا کاشانه ات با حس خوب زندگى با هر تپش با هر نفس با هر قدم با هر نگاه عاشق شدن را لمس کن بى ذره ای حس گناه بیدار بیدارم کنید در عمق رویایى شدن با کوه راهى میشوم تا اوج دریایى شدن از خانه ات بیرون بیا تا حس خوب زندگى برگرد تا کاشانه ات با حس خوب زندگى







