
متن و توضیحات آهنگ گره گم از سیاوش قمیشی
با هر که سخن گفتم،
در خود گِرِهای گم بود
چون کرمِ شبانتابان،
میتابی و میتابم
بر هر که نظر کردم،
گریان و پریشان بود
چون ابر سبکباران،
میباری و میبارم
من درد محبت را،
هرگز به تو نسپردم
این عقدهی دیرین را،
میدانی و میدانم
بر مرثیهام بنگر!
نقشِ رخ ِخود بینی
این قصهی غمگین را،
میخوانی و میخوانم (×۲)






