
متن و توضیحات آهنگ سکوت از سیاوش قمیشی
[مسعود فردمنش]
[دکلمه]
من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت
در تهاجم با زمان،
آتش زدم،
کُشتم
من بهار عشق را دیدم
ولی باور نکردم
یک کلام در جزوههایم،
هیچ ننوشتم
من ز مقصدها، پیِ مقصودهای پوچ افتادم
تا تمام خوبها رفتند و
خوبی ماند در یادم
من به عشق منتظر بودن
همه صبر و قرارم رفت
بهارم رفت...
عشقم مُرد...
یادم رفت...






