
متن و توضیحات آهنگ قناری از سیاوش قمیشی
[مسعود فردمنش - قرائتِ شعر]
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم
که گویا قبل از هر فریادی لازم است
[سیاوش قمیشی - آواز]
سرما زده و سوزه و پاییزْ فراری
در حسرت روزهای بهاری
بُغ کرده قناری
در حسرت روزهای بهاری
بُغ کرده قناری
اجاق خونه میسوزه و سرده
ببین سرما چه کرده!
ای وای از اون روزی که
گردونه به کام ما نگرده
یخ بسته گل گلدون ها انگار
طوفان طبیعت رو ببین کرده چه بیداد!
برگی دیگه نیست روی درختا
سرماست فقط میون حرفا
هر چی که بوده توی طبیعت
قایم کرده یکی میون برفا
در حسرتِ روزهای بهاری
بُغ کرده قناری
در حسرتِ روزهای بهاری
بُغ کرده قناری
در حسرتِ روزهای بهاری
بُغ کرده قناری
در حسرتِ روزهای بهاری
بُغ کرده قناری
[مسعود فردمنش - قرائتِ شعر]
من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت
در تهاجم با زمان آتش زدم کشتم
من بهار عشق را دیدم، ولی باور نکردم
یک کلام در جزوههایم هیچ ننوشتم
من ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم
تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم
من به عشق منتظر بودن، همه صبر و قرارم رفت
بهارم رفت، عشقم مُرد، یارم رفت








