
متن و توضیحات آهنگ پنجره از سیاوش قمیشی
روی سکوی کنارِ پنجره
هـمـه شـب جـای مـنه
چند ورق کاغذ و یک دونه قلم
هـمـیـشـه یـار مـنه
کاغذای خط خطی
از کنار در باز پنجره
میـپرن تـوی کـوچه
سـرِ حـال از ایـنـکـه آزاد
شـدن
نمیدونن که اسیر دل سنگ
باد شدن
دیگه بیداری شب عادتمه
همدم سکوت تـنهایی من
تیک تیکِ ساعتمه
تیک, تیکِ ساعتمه
حالا من موندم و یک دونه ورق
کـه اونـم از اسـم تـو سیاه
میشه
هـمـه چـیـم تـو زنـدگـی
آخرش به پای تو هدر میشه
چشمونم، فاصله رو
از پنجره دید میزنه
دلـم اسـم تـو رو فـریـاد
مـیزنه
درایِ پنجرَه رو
تا انتها باز میکنم
تـو خـیـالـم با تـو پرواز
میکنم
روی سکوی کنارِ پنجره
هـمـه شـب جـای مـنه
چند ورق کاغذ و یک دونه قلم
هـمـیـشـه یـار مـنه
کاغذای خط خطی
از کنار در باز پنجره
میـپرن تـوی کـوچه
سـرِ حـال از ایـنـکـه آزاد
شـدن
نمیدونن که اسیرِ دل سنگ
باد شدن
دیگه بیداری شب عادتمه
همدم سکوت تـنهایی من
تیک تیکِ ساعتمه
تیک, تیکِ ساعتمه
حالا من موندم و یک دونه ورق
کـه اونـم از اسـم تـو سیاه
میشه
هـمـه چـیـم تـو زنـدگـی
آخرش به پای تو تباه میشه
چشمونم، فاصله رو
از پنجره دید میزنه
دلـم اسـم تـو رو فـریـاد
مـیزنه
درایِ پنجرَه رو
تا انتها باز میکنم
تـو خـیـالـم با تـو پرواز
میکنم
روی سکوی کنارِ پنجره
هـمـه شـب جـای مـنه









