
متن و توضیحات آهنگ گله از سیاوش قمیشی
عجب ای دل غافل تو هم حوصله داری
توو این سینه نشستی هزار تا گله داری
یه روز عاشق نوری یه روزی سوت و کوری
یه روز مثل حبابی یه روز سنگ صبوری
پر از شک و هراسی همیشه بی حواسی
پر از حرفی و خاموش یه قصه و فراموش
پر از راز نگفته یه کوله بار بر دوش
یه بی طاقت خسته به انتظار نشسته
یه روز رفیق راهی سفر پای پیاده
به اندازه ی عشقی پر از حرفای ساده
واسه روزای رفته سفر قصه ی خوبه
چراغ روشن راه قشنگی غروبه
واسه روزای رفته سفر قصه ی خوبه
چراغ روشن راه قشنگی غروبه
عجب ای دل غافل تو هم حوصله داری
توو این سینه نشستی هزار تا گله داری
یه روز عاشق نوری یه روزی سوت و کوری
یه روز مثل حبابی یه روز سنگ صبوری
پر از شک و هراسی همیشه بی حواسی
پر از حرفی و خاموش یه قصه و فراموش
پر از راز نگفته یه کوله بار بر دوش
یه بی طاقت خسته به انتظار نشسته
یه روز رفیق راهی سفر پای پیاده
به اندازه ی عشقی پر از حرفای ساده
واسه روزای رفته سفر قصه ی خوبه
چراغ روشن راه قشنگی غروبه
واسه روزای رفته سفر قصه ی خوبه
چراغ روشن راه قشنگی غروبه
واسه روزای رفته سفر قصه ی خوبه
چراغ روشن راه قشنگی غروبه







